تبليغاتX
کلبه مهربونی


کلبه مهربونی





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:
 

عاشق                           عاشق تر

 

نبود در تار و پودش دیدی گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@

امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه دیدار این خونه

فقطخوابه ، تو که رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره از درو دیوارش غم

عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ، بیا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش

حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و گنجشک  کلاغای

سیاه پوشن ،چراغ خونه  خوابیده  توی  دنیای خاموشی ،   دیگه  ساعت رو

طاقچه شده کارش فراموشی ، شده کارش فراموشی  ،  دیگه  بارون نمی

باره اگر چه  ابر سیاه  ،  تو که نیستی  توی  این خونه ،  دیگه  آشفته

بازاریست ،  تموم  گل ها خشکیدن مثل خار بیابون ها ،  دیگه  از

رنگو رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت

گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو

به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری

گفتم که تو می دونی،سرخاک

تو می میرم ، ولی

تا لحظه مردن

نمی گیرم

دل از

 تو

 


نويسنده: الی مورخ: دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 در ساعت: 10:39
      |+|

 

جلسه محاكمه عشق بود
و قاضي عقل
و عشق محكوم به تبعيد به دورترين نقطه مغز شده بود
يعني فراموشي
قلب تقاضاي عفو عشق را داشت
ولي همه اعضا با او مخالف بودند
قلب شروع كرد به طرفداري از عشق
آهاي چشم مگر تو نبودي كه هر روز آرزوي ديدن اونو داشتي
اي گوش مگر تو نبودي كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي
و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سويش بوديد
حالا چرا اينچنين با او مخالفيد؟
همه اعضا روي برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند
تنها عقل و قلب در جلسه مادند
عقل گفت :ديدي قلب همه از عشق بيزارند
ولي من متحيرم كه با وجودي كه عشق بيشتر از همه تو را آزرده
چرا هنوز از او حمايت ميكني !؟
قلب ناليد:كه من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود
و تنها تكه گوشتي هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند
و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعي باشم
پس من هميشه از او حمايت خواهم كرد حتي اگر نابود شوم...

 

 

 

 

 


نويسنده: الی مورخ: دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 در ساعت: 9:39
      |+|

                                    

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند...
فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته...
شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت...
فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت...
خدا گفت : دیگر تمام شد.دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود...
"زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ مي شود"...

               

                         


نويسنده: الی مورخ: دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 در ساعت: 9:28
      |+|

                                                                                                

      

 

کودکـــــ با پاهای برهنه روی برفــها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد...

زنی در حال عبور او را دید.

او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت:

مواظب خودت باش.

کودکـــــ پرسید: ببخشید خانم شما خدا هستید؟

زن لبخند زد و پاسخ داد:

نه، من فقط یکی از بندهـهای خدا هستم.

کودکــــ گفت:

"می دانستم با او نسبتی دارید"...

 


نويسنده: الی مورخ: دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 در ساعت: 9:24
      |+|

معلم

 

معلم پای تخته داد می زد
 
صورتش از خشم گلگون بود
 
و دستانش به زیر پوششی از گردپنهان بود

ولی ‌آخر کلاسی ها
لواشک بین خود تقسیم می کردند
وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد

برای آنکه بی خود، های و هو می کرد و با آن شور بی پایان
تساوی های جبری رانشان می داد
خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک
غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت

یک با یک برابر هست

 از میان جمع شاگردان یکی برخاست
همیشه یک نفر باید به پا خیزد
به آرامی سخن سر داد
تساوی اشتباهی فاحش و محض است

معلم
مات بر جا ماند !

و او پرسید
اگر یک فرد انسان واحد یک بود آیا باز

یک با یک برابر بود
 

سکوت مدهوشی بود و سئوالی سخت

معلم خشمگین فریاد زد
آری برابر بود.

و او با پوزخندی گفت
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود
وانکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت
پایین بود
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که صورت نقره گون
چون قرص مه می داشت
بالا بود
وان سیه چرده که می نالید
پایین بود
اگریک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می شد
حال می پرسم

یک اگر با یک برابر بود

نان و مال مفت خواران
از کجا آماده می گردید
یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد ؟

یک اگر با یک برابر بود


پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟
 
یا که زیر ضربت شلاق له می گشت ؟

یک اگر با یک برابر بود


پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟

معلم ناله آسا گفت
بچه ها در جزوه های خویش بنویسید:
 

یک با یک برابر نیست


نويسنده: الی مورخ: دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 در ساعت: 9:2
      |+|

دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را

در انحصار قطره های اشک نبینم

و تو برایم دعا کن ابر چشم هایم همیشه برای تو ببارد

دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم

و تو برایم دعا کن که هر گز بی تو نخندم

دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد

همیشه از حرارت عشق گرم باشد

و تو برایم دعا کن دستهایم را هیچگاه در دستی بجز دست تو گره ندهم

من برایت دعا می کنم که گل های وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشوند

برای شاپرک های باغچه ی خانه ات دعا می کنم

که بال هایشان هرگز محتاج مرهم نباشند

من برای خورشید آسمان زندگیت دعا می کنم که هیچگاه غروب نکند

و بدان در آسمان زندگیم تو تنها خورشیدی

پس برایم دعا کن ، دعا کن که خورشید آسمان زندگیم هیچگاه غروب نکند

 

منتظر اون نظرای خوشکلتونم



نويسنده: الی مورخ: یکشنبه بیستم مرداد 1387 در ساعت: 12:33
      |+|

عکسهای ته دلی

                                        

 

 

 

                                    

                                                    

                                     

 

 

 


نويسنده: الی مورخ: یکشنبه بیستم مرداد 1387 در ساعت: 11:24
      |+|

The image “http://gallery.iranproud.com/files/4/2/0/eshgmeslehavast21.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.
نويسنده: الی مورخ: یکشنبه بیستم مرداد 1387 در ساعت: 10:43
      |+|

کلامی از جنس حریر
 

پروردگارا

خود را تقدیم تو می دارم 

بامن کن واز من ساز

آنچه خود اراده کنی

از اسارت نفس رهایم کن

تا انجام اراده ات را بهتر بتوانم

مشکلاتم رابگیر

تاپیروزی بر آنها شاهدی باشد

 برای کسانی که با قدرت تو 

 عشق تو

و راه تو

یاریشان خواهم داد

باشد که همیشه بر اراده ات گردن نهم 


نويسنده: الی مورخ: شنبه نوزدهم مرداد 1387 در ساعت: 10:8
      |+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
سفارش قالب & بهترین قالبها & داریوش قالبساز

< قالب و كدهاي جاوا > example: قالب و كدهاي جاوا >