تبليغاتX
کلبه مهربونی


کلبه مهربونی





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:
 

                     

        

دیگر به خلوت لحظه‌هایم عاشقانه قدم نمی‌گذاری

دیگر آمدنت در خیالم آنقدر گنگ است که نمی‌بینمت.

سنگینی نگاهت را مدتهاست که حس نکرده ام .

من مبهوت مانده ام که چگونه این همه زمان را صبوررانه گذرنده ای؟!

من نگاه ملتمسم را در این واژه ها  پر کرده ام که شاید ....

دیگر زبانم از گفتن جملات هراسیده است.

 و دستهایم بیش از هر زمان دیگر نام تو را قلم می زنند .

و در این سایه سار خیال با زیباترین رنگها چشمهایت را به تصویر می کشم

نگاهت را جادویی می کنم که شاید با دیدن تصویر چشمهایت جادو شوی .

تا به حال نوشته بودم ؟

به گمانم نه !

پس اینبار برایت می نویسم که :

دست نوشته هایت سر خوشی را به قلبم هدیه می کنند .

می‌خواهمت هنوز ؟؟؟

گاه چنان آشفته و گنگ می شوم که تردید در باورهایم ریشه می دواند

اما باز هم در آخرین لحظه تکرار می کنم که حتی اگر چشمانت بیگانه بنگرند.

می‌خوانمت هنوز ، حتی اگر دستانت مرا جستجو نکنند.

هیچ بارانی قادر نخواهد بود تو را از کوچه اندیشه‌هایم بشوید.

و اینها برای یک عمر سرخوش بودن و شیدایی کردن کافی است.

به گمانم در ورای این کلمات می خواستم بگویم که :

دلتنگت شده ام به همین سادگی .

دوست دارم

 

 


نويسنده: الی مورخ: دوشنبه بیستم آبان 1387 در ساعت: 7:49
      |+|

عزیزم ؛ هادی جون

ازت متشکرم؛

برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی.

برای همه وقت هایی که به حر ف هایم گوش کردی.

برای همه وقت هایی که به من شهامت و جرأت دادی.

برای همه وقت هایی که با من شریک شدی.

برای همه وقت هایی که با من به گردش آمدی.

برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی.

برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی.

برای همه وقت هایی که مرا تحسین کردی.

برای همه وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من هستی.

برای همه وقت هایی که گفتی "دوستت دارم".

برای همه وقت هایی که در فکر من بودی.

برای همه وقت هایی که برایم شادی آوردی.

برای همه وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی.

برای همه وقت هایی که دلتنگم بودی.

برای همه وقت هایی که به من دلداری دادی.

برای همه وقت هایی که در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی.

به خاطرهمه این ها، هیچ وقت فراموش نکن که:

همیشه برای گوش دادن به حرف هایت آمادگی دارم.

همیشه پشتیبانت هستم.

من مثل کتابی گشوده برایت خواهم بود.

فقط کافی است چیزی از من بخواهی، بلافاصله از آن تو خواهد شد.

می خواهم اوقاتم را در کنار تو باشم.

من کاملاً به تو اطمینان دارم و تو امین من هستی.

در دنیا تو از هر چیزی برایم مهمتر هستی.

همیشه دوستت دارم، چه به زبان بیاورم چه نیاورم.

همین الان در فکر تو هستم.

تو همیشه برای من شادی می آوری به خصوص وقتی که لبخند بر لب داری.

تو در تمام ضربان های قلبم حضور داری.


نويسنده: الی مورخ: دوشنبه بیستم آبان 1387 در ساعت: 7:12

FLOWER

آرزویم همه این است

نتراود اشک درچشم تو هرگز مگر ازشوق زیاد....

نرود لبخندازعمق نگاهت هرگزوبه اندازه هر روز تو عاشق باشی....

عاشق آنکه تو را می خواهد و به لبخند توازخویش رها می گردد....

و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت میخواهد....

 

مهربان باش و دوست بدار ..... شاید که فردایی نباشد......

 

  

من دلم میخواهد ... خانه ای داشته باشم پر دوست ...

 

کنج هر دیوارش ... دوستانم بـنشینند آرام ... گل بگو گل بشنو ...

 

هر کسی میخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد ...

 

شرط وارد گشتن شستشوی دلهاست ...

 

شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست ...

 

بر درش برگ گلی میکوبم ... و به یادش با قلم سبز بهار ...

 

مینویسم : ای یار خانه دوستی ما اینجاست ! ...

 

تا دگر بار نپرسد سهراب : خانه دوست کجاست ؟     

                                                   خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir                             خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

 

 


نويسنده: الی مورخ: شنبه هجدهم آبان 1387 در ساعت: 9:51
      |+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
سفارش قالب & بهترین قالبها & داریوش قالبساز

< قالب و كدهاي جاوا > example: قالب و كدهاي جاوا >