کلبه مهربونی
آرزویم همه این است
نتراود اشک درچشم تو هرگز مگر ازشوق زیاد....
نرود لبخندازعمق نگاهت هرگزوبه اندازه هر روز تو عاشق باشی....
عاشق آنکه تو را می خواهد و به لبخند توازخویش رها می گردد....
و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت میخواهد....
مهربان باش و دوست بدار ..... شاید که فردایی نباشد......
من دلم میخواهد ... خانه ای داشته باشم پر دوست ...
کنج هر دیوارش ... دوستانم بـنشینند آرام ... گل بگو گل بشنو ...
هر کسی میخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد ...
شرط وارد گشتن شستشوی دلهاست ...
شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست ...
بر درش برگ گلی میکوبم ... و به یادش با قلم سبز بهار ...
مینویسم : ای یار خانه دوستی ما اینجاست ! ...
تا دگر بار نپرسد سهراب : خانه دوست کجاست ؟